قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
28
تاريخ الفي ( فارسى )
كه در ميان مردم مىگفت كه « پيغمبر وفات نيافته » . ابو بكر يك مرتبه او را گفت : بنشين . و عمر بنشست . [ ابو بكر ] گفت : اى مردم رسول خدا وفات يافته . نشنيدهايد كه حقّ سبحانه و تعالى جلّ جلاله در كلام مجيد خويش فرموده با پيغمبر كه إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ . « 1 » آنگاه به منبر درآمد . همه عمر را گذاشتند و به ابو بكر متوجه شدند . ابو بكر خطبهاى فصيح بخواند و گفت : هركس كه محمّد را مىپرستد بدرستى كه محمّد بتحقيق وفات يافت و هركس كه خداوند تعالى را مىپرستد بدرستى كه اللّه تعالى زنده است و هرگز نمىميرد . و آيهء وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ « 2 » را تا آخر و آيهء إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ [ 1 ] بخواند . عمر گويد پاى من بلرزيد و افتادم ، و گوئيا اين آيه را نشنيده بودم . پس اهل مدينه و همهء صحابه دل بر فوت آن سرور نهادند و إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « 3 » گفتند . ابو بكر تعزيهء اهل بيت به جا آورد و گفت : تجهيز و تكفين آن حضرت تعلّق به شما دارد . و خود با مردم به سقيفهء بنى ساعده رفت تا امر خلافت را قرار دهد . ذكر حديث سقيفهء « 4 » بنى ساعده و اختلاف مهاجر و انصار در امر خلافت و بيعت اصحاب با ابو بكر ثقات اثبات نمودهاند كه چون حضرت رسالت ، صلّى اللّه عليه و آله ، از دار دنيا به جوار حضرت مولى جلّ جلاله نقل فرمود ، همان روز قُدوهء اصحاب عمر خطّاب ، رضى اللّه عنه ، با ابو عبيده مباسطت نموده گفت : دست خود را بسط نماى تا با تو بيعت كنم ؛ چه ، حضرت در شأن تو فرموده امين هذه الامّة . « 5 » ابو عبيده گفت : « اى عمر نامسلمان شدهاى ؟ خطا از تو نشنيدهام ، الّا اين سخن . با من بيعت مىكنى حال آنكه ابو بكر صدّيق ثانى اثنين و به روايتى ثالث ثلثة در ميان شماست ؟ » و اكثر مهاجرين و طايفهاى قليله از انصار مثل اسيد بن حضير « 6 » و ساير بنى عبد الاشهل به ابو بكر مايل بودند .
--> ( 1 ) . اى محمّد ( ص ) البته تو مىميرى و ايشان نيز مىميرند ؛ ( زمر ، 30 ) . ترجمهء آيات افزودهء مصحح ، برگرفته از قرآن مترجم زين العابدين رهنماست . - و . ( 2 ) . و محمّد ( ص ) جز پيغمبرى نيست در حقيقت قبل از او پيغمبران دگرى درگذشتهاند ، آيا اگر محمد ( ص ) بميرد يا كشته شود شما از دين به روش نياكان خود بازمىگرديد ؟ آن كس كه از دين برگردد به خدا هيچگونه ضرر نمىرساند . . . ؛ ( آل عمران ، 144 ) . ( 3 ) . ما مملوك خداييم و به سوى او بازگشت خواهيم كرد ؛ ( بقره ، 156 ) . ( 4 ) . سقيفه به معناى ايوانچهاى سقفدار است و ظاهرا صفّهاى بوده كه انصار در آن جمع مىشدهاند . ( 5 ) . اشاره است به حديثى از رسول ( ص ) كه فرموده : لكلّ امّة امين و امين هذه الامّة ابو عبيده . ( 6 ) . اسيد بن حضير بن سماك بن عتيك اشهلى اوسى ( وفات 20 ه . ق . ) . او يكى از كسانى است كه مردم را به بيعت با ابو بكر تشويق مىكرد . زركلى مىگويد كه وى صاحبرأى محسوب مىشد و او را به لقب كامل مىخواندند ؛ - الأعلام ، ج 1 ، ص 117 . وى به سال بيست يا بيست و يكم هجرى در حكومت عمر درگذشت ؛ نيز - ابن حجر ، الاصابه ، ج 1 ، ص 49 .